ميرزا مهدى نواب طهرانى
58
دستور الأعقاب ( فارسى )
سريرت بيشتر به ظهور پيوستى « 1 » . ] . * * * [ اختيار بلاد و عباد را به مردمى چند . . . ] اختيار بلاد و عباد را به مردمى چند از مخصوصان خود كه هرّ از برّ و تقى از فاجر ندانستند « 2 » بداد كه يعرف المرء بجليسه : برق گشتند و زدند آتش به جان خشك و تر * نه به خرمن رحم و نه بر خوشهچين آوردهاند * * * [ بىخانمان چند را از اعوان و انصار خود . . . ] بىخانمان چند را از اعوان و انصار خود جمع آورد ، مهاجر نام نهاد . همانا هجرت از دين و آئين نمودهاند . بر مال و عيال ضعفا و بيچارگان كه ودايع الهىاند جرأت داد . لا تلد الحيّة الّا الحّية ، از مار چه زايد « 3 » بجز از مار بچه ، استيلا يافتند . * * * [ مهاجرى مالى گزاف از خانهء يكى از . . . ] مهاجرى مالى گزاف از خانهء يكى از اشراف به سرقت برد . صاحب مال به هادم الانجاب تظلم آورد . سقطش گفت و شنعتش نمود كه چرا مال از قيمت زياده فروختى بيچاره هرچه فرياد زد كه
--> ( 1 ) . تا اينجا در نسخه ح نيست . ( 2 ) . نسخه خ : دانستند . ( 3 ) . آيد ( نسخه ح )